بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
163
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
خشك شود و پردهء پهلو را باز كشد و برآورد و اگر به خود باز نيايد آن را بازآر روى آن بيكبار دست بركشند تا پردهء پهلو هموار شود و اگر نشد مكرر كنند و بعد از ان چند روز آن را بسته دارند و اگر حاجت بتقويتى و رعامتى باشد ضمادى با طلاى مقوى به كار دارند اينست فى الجمله بيان طريق كسر و جبر و هركه اين دستورها را نيكو بداند او را علاج آن آسان باشد و چون جبر از قسم دستكارى پرخطر است از استاذ ماهر مىبايد ديد البته و آموختن بنا بر آن تفصيل در هر كسرى نكرديم چنانچه در رد واقع است و بر قانون كلى اختصار نموديم تا اگر استاد حاضر نباشد و ضرورتى افتد فى الجمله ملاحظه توان كردن و اللّه اعلم بالصواب باب پنجم در بيان احوال دماغ از تركيب و وضع و مزاج و غيره و در علامات امزجه مختلفه طبيعه وى و امراض دماغى و اسباب و علامات و معالجات آنها اما تركيب و وضع و مزاج دماغ و منافع اين حالات بدانكه دماغ عضويست مركب از مغز و پرده و تجويفى چند كه از روح مملوست و عروق و شرائينى كه بمغز و پرده اندر آمده و جميع دماغ در طول يعنى از پيش سر تا پس سر به دو بخش راست بود هر دو بخش مماس يكدگراند و جدائى هر بخش اندر پيش دماغ پيداتر بود و آنجا كه دو فرد نيست كه جامه بوئيدن بدانست و نخاع كه از دنباله دماغ رسته همچنين منقسم بود اگرچه آن محسوس نشود ليكن باثار بتوان دريافت و اكثر مغز مشكنشكن همچو پارها خوش برهم نشسته و آن را تزريد گويند و غشاى كه بر مغز دماغ پوشيده است دو است يكى نرمتر و لطيفتر و آن مماس مغز بود و ديگر غليظتر و صلبتر و آن مماس محف بود و بر باطات بدان استوار شده باشد و بعروقى كه به دو اندر گذشته بغشاى رقيق مربوط گشته نه ربطى كه سخت او را فرو گرفته باشد بلكه اندك فرجه بود تا دماغ را مجال انبساطى باشد و غشاى رقيق كه وقايه ايست مر دماغ را رابطه و ضابطه جميع عروق و شرائين درآورده بدماغست همچو مشيمه و جمله اولا اندر وى يافته شدهاند و بعد از ان بدماغ اندر رفته و جمله آورده و شرائينى كه بغشا و دماغ اندر آمدهاند نخست در فروسوى دماغ در شيب بطن اوست درهم يافته شده و پهناى آنها در يكديگر گشاده شده است و از ان حال فى الجمله گشادگيها قويتر پديد آمد و خلل و فرجهاى آن به گوشت غذوى مملو شده كه آن حفظ اوضاع آنها مىكند آن را طبيبان معصره گويند و شبكه هم نامند خونى كه در رگهاى دماغ مىگذرد